به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی به نقل از جوان آنلاین، نمایش «برای هانا» با نویسندگی و کارگردانی مریم شعبانی و تهیهکنندگی امیرحسین شفیعی، نهتنها یک روایت نمایشی، بلکه مواجههای عمیق با مفاهیم مادرانگی، ترس، امید و بقاست. «برای هانا» از همان ابتدا نشان میدهد که قصد دارد فراتر از سرگرمی تماشاگر را وارد تجربهای فکری و عاطفی کند.
داستان نمایش حول زندگی زنی به نام «هدیل» میچرخد که در شرایط جنگی، میان ویرانی و ناامنی، برای حفظ جان و آینده دخترش «هانا» تلاش میکند. روایت اثر با زبانی شاعرانه و نمادین پیش میرود و با تلفیق حرکت، موسیقی و تصویر، جهانی خلق میکند. بیش از آنکه متکی بر کلام باشد، بر حس و تجربه استوار است. همین انتخاب فرمی، به نمایش اجازه میدهد رنج جنگ را نه بهصورت گزارشی، بلکه بهعنوان یک وضعیت زیسته به تماشاگر منتقل کند.
یکی از نقاط قوت «برای هانا» تمرکز بر زاویه دید زنانه است؛ زاویهای که جنگ را از میدان نبرد به درون خانه و بدن انسان میآورد. جنگ در این اثر، صدای انفجار یا تصویر اسلحه نیست، بلکه اضطراب مداوم، انتظار و ترسی است که با مادر بودن گره خورده است. اهمیت این نگاه در آن است که فاجعه را از سطح سیاست و ایدئولوژی جدا میکند و به سطح انسان، رابطه و عاطفه میکشاند.
سوژه مادر در دل جنگ، از مضامین مهم و ماندگار تاریخ هنر است و «برای هانا» آگاهانه در همین مسیر حرکت میکند. روایت مادری که برای زنده ماندن فرزندش میجنگد، مخاطب را ناگزیر به همدلی میکشاند و مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را کنار میزند. در چنین روایتی، جنگ دیگر مسئله «دیگران» نیست؛ مسئلهای است که میتواند هر خانهای را درگیر کند.
این رویکرد پیشتر در آثار معتبر ادبی و نمایشی جهان نیز دیده شده است. نمایشنامه «ننه دلاور و فرزندانش» اثر برتولت برشت، نمونهای شاخص از پرداختن به جنگ از منظر مادری است که میان بقا و فقدان گرفتار شده است. در سینما نیز آثار متعددی با تمرکز بر زندگی زنان در مناطق جنگزده ساخته شدهاند که نشان میدهند روایت زنانه چگونه میتواند تصویری عمیقتر و انسانیتر از خشونت ارائه دهد. «برای هانا» را میتوان در امتداد همین سنت هنری تحلیل کرد.
در کنار متن و سوژه، اجرای بازیگران نقش مهمی در موفقیت اثر دارد. گروه بازیگران با هماهنگی و انرژی بالا، فضایی زنده و باورپذیر خلق کردهاند که در آن هر حرکت و هر سکوت معنا دارد. بازیها اغلب درونی، کنترل شده و متناسب با فضای شاعرانه نمایش هستند و از اغراق دوری میکنند؛ امری که به باورپذیری روایت کمک شایانی کرده است.
طراحی صحنه، نور و موسیقی نیز در خدمت روایت قرار گرفتهاند و بهجای جلب توجه مستقل، مکمل جهان نمایش هستند. فضای بصری مینیمال و حساب شده به تماشاگر اجازه میدهد تمرکز خود را بر احساسات و موقعیت شخصیتها حفظ کند. موسیقی و حرکت، نقش زبان دوم نمایش را ایفا میکنند و لایههای عاطفی اثر را پررنگتر میسازند.
از عناصر تأثیرگذار نمایش «برای هانا»، حضور موسیقی زنده است که نقشی فراتر از همراهی ساده با صحنه دارد و بهمثابه بخشی از روایت عمل میکند. موسیقی در این اجرا نه تزئینی است و نه مستقل، بلکه همزمان با کنشهای نمایشی، ضرباهنگ درونی صحنه را شکل میدهد و احساسات شخصیتها را به سطحی حسی و ملموس منتقل میکند. استفاده هوشمندانه از موسیقی زنده باعث میشود مخاطب بهجای تماشای صرف، در فضای عاطفی نمایش تنفس کند و پیوند عمیقتری با وضعیت روانی و زیستی شخصیتها برقرار سازد.
در کنار موسیقی، حرکات نمایشی فرمی و گروهی نقش مهمی در انتقال مفاهیم نمایش ایفا میکنند. این حرکات که با دقت طراحی شدهاند، به بازنمایی آشوب، فشار روانی و تکرار رنج در بستر جنگ کمک میکنند و بهنوعی زبان بدن جمعی نمایش را میسازند. هماهنگی میان بازیگران در این بخشها، حس جمعی رنج و مقاومت را تقویت میکند و مخاطب را از سطح روایت فردی به تجربهای مشترک و فراگیر میکشاند. این انتخاب فرمی، باعث درگیر شدن بیشتر تماشاگر با حسوحال نمایش میشود و «برای هانا» را به اجرایی چندلایه و تأثیرگذار بدل میکند.
در نهایت، «برای هانا» نمایشی است که ارزش آن تنها در اجرا یا فرم خلاصه نمیشود، بلکه در انتخاب سوژه و نگاه انسانیاش معنا پیدا میکند. این اثر یادآور میشود که تئاتر هنوز میتواند صدای انسان در دل بحران باشد؛ صدایی آرام، زنانه و مقاوم. «برای هانا» مخاطب را با پرسشهایی عمیق درباره جنگ، مادرانگی و مسئولیت انسانی تنها میگذارد و همین مهمترین دستاورد آن است.
«برای هانا» این روزها در تالار اندیشه حوزه هنری اجرا میشود و تا سوم بهمنماه میزبان علاقهمندان است.
نظر شما